نور الدين علي بن أحمد السمهودي ( مترجم : سيد كمال حاج سيد جوادى )

41

خلاصة الوفا بأخبار دار المصطفى ( ص ) ( اخبار مدينه ) ( فارسى )

فصل أول در اسماى مدينه به ترتيب حروف معجم بر وجه استقصا واستيفا وآن نود وپنج اسم است اثرب : واين لغتى است در لفظِ يثرب وآن اسم اوّل كسى است كه در آن موضع ساكن شده وبعد از آن مُسما شده است « 1 » جميع زمين آن بلدهء شريفه با همان موضع شهر مدينه يا ناحيه‌اى از آن شهر به اين « 2 » اسم . ويثرب در قديم « ام‌القرى » ديار مدينه بود « 3 » وآن جهتي كه مسما بود در قديم به يثرب ، امروز نيز مشهور است به همان اسم وآن در جهت شمالي مدينه وجهت غربى مشهد سيّدنا حمزه - رضىاللَّه عنه - وشرقي موضعي معروف به « بركهء نخيلى » است . به روايت ثقات از رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - مروى شده كه از تسميهء مدينهء مُشرّفه به اسم يثرب نهى فرموده‌اند ودر بعضي روايات آمده است كه گفته‌اند مدينه را هر كه يثرب گويد بايد كه سه بار استغفار كند ، وجه كراهيّتش به آن است كه أو مشتق است [ 3 - ب ] از « ثرب » به تحريك به معنى « 4 » فساد يا از تثريب به معنى سرزنش ومؤاخذه نمودن به سبب گناهان « 5 » ، ليكن در بعضي أحاديث صحيحه اطلاق لفظ يثرب از آن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - بر مدينه واقع شده است ؛

--> ( 1 ) - م : ندارد . ( 2 ) - م ود : شهر به اشهر اين . ( 3 ) - م : بوده . ( 4 ) - م ود : ثرب به تحريك . ( 5 ) - ل ود : گناه .